مرتضى مطهرى
113
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هست ولى اگر دنيا را بخواهد از آخرت محروم است : آخرت قطّار اشتر دان عمو * در تبع دنياش همچون پشگ و مو اين به دنبالش مىآيد . هر كامل و ناقصى اينجور است . بنابراين سابقين عبادتشان براى نعيمهاى اخروى و براى نجات از عذاب اخروى نيست ، قهراً آنها به جايى مىرسند كه ديگران نمىرسند ولى آنچه كه ديگران مىرسند آن هم به آنان داده مىشود . نعمتهاى اصحاب اليمين بحث ما در بارهء اصحاباليمين بود كه خداوند به آنها چه نعمتهايى مىدهد . . . « 1 » و ميوهاى از نوعى كه انتخاب مىكنند . حال آن ميوه چگونه ميوهاى است ؟ حتى اگر بگوييم ميوهاش مثلًا سيب است ، سيبش چگونه سيبى است ، چه تفاوتى [ با سيبهاى اين دنيا دارد ، ] تفاوت را به ما به تعبيراتى گفتهاند . مثلًا اين تعبير با حسابهاى دنيا جور درنمىآيد كه حرير آنجا حريرى است كه يك رشتهاش به تمام اين دنيا مىارزد . اين براى فكر ما اصلًا قابل تصور نيست براى اينكه حساب آنجا با حساب اينجا متفاوت است ، ولى ناچار بايد با همين زبان دنيا به ما بگويند . آقاى طباطبائى در اصول فلسفه مثل خوبى آورده بودند . البته ايشان در بارهء خدا اين مثال را آورده بودند كه چگونه انسان خدا را گاهى با مفاهيم سلبى مىشناسد و خيلى چيزها را با مفاهيم سلبى [ مىشناسد ] يعنى اول يك مفهوم ايجابى مىآورد ولى بعد با يك مفهوم سلبى مىخواهد آن را بفهماند . مثلًا يك باباى دهاتى كه بزرگترين شهرى كه در عمرش ديده است فرض كنيد شهر نيشابور است ، به يك كسى كه رفته است بزرگترين شهر دنيا مثلًا نيويورك را با تشكيلات و نظامات آن ديده است مىگويد نيويورك چگونه جايى است ؟ او مىگويد « شهرى است اما نه از اين شهرها » . او ديگر بيش از اين نمىتواند بگويد ، يعنى نمىشود به او فهماند كه اين شهر است ، آن هم شهر است ، ولى تشكيلات و نظاماتى آنجاست كه اصلًا شباهتى با اينجا ندارد ، مگر اينكه بگويد : « شهرى است نه از اين شهرها » . با « نه از اين شهرها » يك مقدار مىشود عظمت آن را به او فهماند . راه ديگرى نيست كه بشود عظمت آن را به او
--> ( 1 ) . [ چند ثانيهاى از بيانات استاد شهيد روى نوار ضبط نشده است . ]